شقايق شقيقه‌ام شكفته شد
دل اي، دل اي
دل اي، دل اي
كنون منم جواني از تبار درد حنجره
كه مي‌مكم سماق، پشت پنجره،
به ياد كوچه‌باغها
به چهچه كلاغها!
به جفتك الاغها
... به ياد جمع دوستان
به محفل شبانه‌مان
به زير برج ديرك چراغها
دل اي، دل اي
دل اي، دل اي
كه روزگار من شده،
كلاغها
الاغها
چراغها
و گشت كوچه باغها،
مكيدن سماقها!
منم يكي ز قشر ول معطلان
منم جوان، منم جوان
***
ايا تويي كه در ميان گفته‌هاي خويشتن
مثال مادرم مرا، چلانده، ماچ مي‌كني
و ناز مي‌كشي ز من
و دانه دانه هندوانه از براي بنده قاچ مي‌كني
كلاج من خراب شد!
ملاج من دچار پيچ و تاب شد
برو كمي كنارتر
كه باد آيد اي عزيز نازنين
***
... بميرم از براي تو
به تخت سينه‌ام خورد بلاي تو
فداي تو
هجوم كرد اگر به من يكي ز ماهواره‌ها
شود كنف
سماور و كلنگ و جوجه گربه(!) و بخاري و لحاف و حرف پيشكي و شيشكي
به روزگار نامراد بي‌الف!
***
دل اي‌، دل اي،
دل اي، دل اي
چه مي‌شود كه كار دست و پاكني براي من؟
-‌‌ تخصصم؟-‌
.... مگس بسي پرانده‌ام
و غاز هم چرانده‌ام
منم جوان، منم جوان
***
تويي كه مشكل مرا مدام جار مي‌زني
و حرفهاي بانمك، و خنده‌دار مي‌زني
به سوي خانه‌مان اگر گذر كني
مزن به در
«در اين ديار بي‌كسي، كسي به در نمي‌زند»
دل اي، دل اي
دل اي، دل اي
ژيان به كاميون رسد، سپرسپر، نمي‌زند!

منبع:گل آقا